شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
234
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
شادمان هم بود و از اين كه فرزند زياد توانست تنها و خطرناكترين دشمن غير قابل سازش او يعنى حسين عليه السّلام را از ميان بردارد و او را از فكر وى آسوده سازد ، نهايت رضايت را داشت . ما معتقديم كه در گذشته و حال يزيد هيچ گونه تفاوتى نبود و اين اختلاف و تفاوت براى نجات از وضع خطرناكى بود كه خاندان اسير حسين عليه السّلام از نظر افكار عمومى براى حكومت او به وجود آورده بودند . عملى كه يزيد در آن لحظات حساس انجام داد و گناه كشتن حسين عليه السّلام را بر گردن فرزند مرجانه افكند ، كارى است كه همهء دغلبازان ستمگر آن را انجام مىدهند . اگر اقدامى به موفقيت انجاميد و خوشنامى داشت ، آن را به حساب خويش مىگذاشتند و افتخار آن را نصيب خود مىساختند ، ولى اگر بد نامى داشت و آن گونه كه بايد به سر انجام نمىرسيد در اينجا گناه آن را متوجه يكى از جيرهخواران و عمّال خود مىنمودند و خود را همچنان فرشته و پاك نگه مىداشتند ! اين اعتقاد ماست و براى اثبات آن شواهد زنده و غير قابل انكارى در دست است . اكنون نقل شواهد : يك - هنگامى كه فرزند زياد سرهاى مسلم و هانى را به دست دو نفر از ناپاكان مورد اعتماد خويش به سوى شام فرستاد ، نامهاى به يزيد نوشت و شرح دستگيرى و شهادت آن دو شهيد آزاده و پاك دل را در آن به اطلاع وى رساند . در اين نامه با آن كه عبيد اللّه هيچ گونه اشارهاى به حسين عليه السّلام و حركت آن بزرگوار به كوفه ندارد ، با اين حال در پاسخى كه فرزند معاويه براى او نوشت ، چنين نگاشت : « اى پسر زياد ! از فرمان من خارج نشدى و همان گونه كه من دوست داشتم بودى و مانند خردمندان عمل كردى و همچون شجاعان قوى القلب حمله نمودى و مشكلات ما را كفايت كردى و گمان مرا دربارهء خود به يقين پيوستى . فرستادگان تو را نزد خود حاضر ساختم و با آنان سخن گفتم و همان گونه بودند كه تو دربارهء آنها نوشته بودى . همانا به من اطلاع رسيد كه حسين عليه السّلام به سوى عراق در حركت است . مراقبت كن تا ديدبانان بگمارى و مردان مسلح در كمين قرار دهى و به هر كس گمان مخالفت با ما بردى او را به زندان افكن و اگر متهم به دشمنى با ما باشد او را به قتل رسان و هر روز حوادث و اخبار را براى من بنويس » . « 1 »
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 3 ، ص 108 .